![]() |
![]() |
|
|
آشنایی با چند اصطلاح بیت : کم ترین مقدار شعر و به عبارت دیگر ، واحد شعر است. اگر شاعر مقصود خود را تنها در یک بیت بیان کند ، به آن بیت «فرد» می گویند. مصراع : مصراع یا مِصْرَع : کمترین مقدار سخن موزون ، یک مصراع است. یک بیت از دو مصراع تشکیل می شود. وزن : آنچه باعث تمایز شعر از نثر می شودوزن یا آهنگ است. ردیف : کلماتی که عیناً در پایان دو مصراع و با توجه به قالب های شعری که بعداً توضیح خواهیم داد. در پایان مصراع های زوج تکرار می شوند ردیف نامیده می شوند که شرط ردیف بودن آنها هم معنی بودنشان است. شعری که ردیف داشته باشد «مُرَدَّف» نامیده می شود. ردیف اختیاری است. قافیه : کلماتی که در پایان دو مصراع (یا قبل از ردیف) در تعدادی از حروف خصوصاً حروف پایانی مشترک باشد را قافیه می گویند. در شعر سنتی قافیه اجباری است. شعری که دارای قافیه باشدا «مقَفی» نامیده می شود. قالب : شکلی که قافیه به شعر می بخشد قالب نام دارد. تفاوت قالب ها ، تفاوت در چگونگی قافیه ی آنها است. تخَلُّص : در بخش آرایه ها تخلص در دو معنا کاربرد دارد. یکی نام شعری شاعر که معمولاً در بیت پایانی می آید و دیگر رابط بیت تغزل و تنه ی اصلی در قصیده است. هجا ( بخش) : مقدار آوایی است که دهان با یکبار باز شدن آن را ادا می کند. هجاهای زبان فارسی از نظر امتداد به سه دسته تقسیم می شوند: 1- هجاهای کوتاه : صامت + مصوت کوتاه چو ، که ، تو و ...... 2- هجای بلند: - صامت + مصوت بلند با ، مو ، سی - صامت + مصوت کوتاه + صامت بَر ، دَر ، پُر و .... 3- هجای کشیده : - صامت + مصوت بلند + صامت بار ، کار - صامت + مصوت کوتاه + صامت + صامت گُفت ، بُرد و ...... علامت هجای کوتاه U / علامت هجای بلند ـــ / علامت هجای کشیده U__ ******************************* بخش دوم : قالب های شعری قصیده : شعری است که از نیمه ی قرن سوم هـ . ق در ادبیات فارسی به تقلید از شعر عربی پدپد آمد. رواج فوق العاده ی آن قرون سوم تا ششم هـ.ق است. شکل هندسی قصیده: -------------* -------------* مصراع اول با مصراع های زوج هم ردیف و هم قافیه است. قسمت های تشکیل دهنده ی قصیده: 1- مطلع : بیت نخست قصیده را گویند. 2- تَغَزُّل : مقدمه ی قصیده با موضوعاتی مانند عشق ، یادجوانی ، وصف طبیعت و .... 3- تخلّص : رابط بین تغزل و تنه ی اصلی قصیده که زیباترین نوع آن تخلص یک بیتی است. 4- تنه ی اصلی : اصلی ترین قسمت قصیده است ،مقصود اصلی شاعر را در بر دارد . 5- شریطه و دعا : شاعر با بیان شرط هایی ، برای ممدوح خویش عمر جاودانه خواسته و او را دعا کرده است. 6- تجدید مطلع : این کار زمانی صورت می گیرد که شاعر بخواهد از مطلبی به مطلب دیگر برود و از طرف دیگر بتواند از قافیه های قبلی استفاده کند. 7- مقطع : بیت آخر قصیده است که برای شاعر موجب حُسن ختام است. معروف ترین قصیده سرایان: 2- غزل : شعری است حداقل در پنج بیت که مصراع اول و مصراع های زوج آن هم قافیه اند. موضوع آن عشق ، عرفان و آمیزه ای از این دو اما از زمان مشروطه مضامین اجتماعی هم به غزل راه یافته است. غزل از قرن ششم رواج یافته است. با ظهور سنایی مضامین عرفانی وارد شعر فارسی مخصوصا غزل شد. -----------------* ------------------* تفاوت قصیده و غزل در تعداد ابیات و موضوع می باشد. قصیده ، بین 15 تا 150 بیت و غزل بین 5 تا 15 بیت است. 3- قطعه: حداقل دو بیت است وقافیه ها معمولاًدرپایان مصراع های زوج می آید. علت نامگذاری آن این است که گویی پاره ای از یک قصیده است. موضوع آن : اخلاقی ، تعلیمی ، حکایت ، شکایت ، مدح ، هجو و تقاضا و .......... -------------- ----------------* 4- ترجیع بند : غزل هایی است هم وزن با قافیه ایی متفاوت که بیت یکسان مُصَرّعی به هم پیوند می دهد. به هر غزل یک خانه و به بیت تکراری ترجیع می گویند. -------------* -------------* ---------× ---------■
5- ترکیب بند : شعری است چند بخشی که هر بخش آن از نظر قافیه و درون مایه مانند قصیده و غزل است. این بخشی ها را بیت مصّرع متفاوت و نامکرری به هم می پیوندد و تفاوت آن با ترجیع بند در همین نکته است. قدیمیترین ترکیب بند از قطران تبریزی است. -------------* -------------* ---------○ ---------■ 6- مسمّط : شعری است که از رشته های گوناگون پدید می آید. قافیه ی رشته ها متفاوت است و در هر رشته مصراع ها به جز مصراع آخر هم قافیه اند مصراع آخر هر رشته را بند گویند. -------------* -------------* ---------× 7- مثنوی : شعری که قافیه های مستقل دارد اما هر بیت مصرّع است. یعنی دو قافیه ی یکسان دارد. مثنوی مناسبترین قالب برای داستان ها و مطالب طولانی است زیرا هر بیت قافیه جداگانه دارد و شاعر می تواند پس از چند بیت ، از قافیه قبلی نیز استفاده کند. -------------* -------------* 8- رباعی : شعری چهار مصراعی است که مصراع سوم آن معمولاً قافیه ندارد. 9- دو بیتی : شعری است که مشتمل بر دوبیت که مصراع اول ، دوم و چهارم آن قافیه دارد. ----------- * ----------- * تفاوت رباعی و دوبیتی در وزن آنها است: جامی است که عقل آفرین می زندش صد بوسه ز مهر بر جبین می زندش رباعی است چون با یک هجای بلند آغاز می شود. جامی ـــ ـــ اما ، ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد دو بیتی است. زیرا با یک هجای کوتاه شروع شده است. 10- چهار پاره : شعری است که شامل چند دوبیتی با قافیه های مختلف که از نظر معنی با هم ارتباط دارند. در چهار پاره معمولاً مصراع های زوج هم قافیه اند. این نوع شعر در روزگار معاصر ( از دوره ی مشروطه ) بوجود آمده است. ------------- -------------* 11- مستزاد : شعری است که به آخر هر مصراع آن کلمه یا کلماتی افزوده شود. افزوده ها معنی مصراع قبل یا بعد خود را تکمیل می کنند. 12- شعر نیمایی ( آزاد ) : شعری است با وزن عروضی ، تنها مصراع های آن مانند شعر سنتی محدود به دو و سه و چهار رکن نیست. قافیه در این شعر جای منظم و مشخص ندارد. 13- شعر شاملویی (سپید) : وزن و آهنگ دارد منتها عروضی نیست و قافیه جای ثابتی ندارد. شعرهای احمد شاملو از این نوع است. 14- شعر موج نو : نه تنها وزن عروضی ندارد بلکه آهنگ و موسیقی آن حتی مانند شعر سپید هم آشکار نیست. منطق غیر نثری آن و تشبیهات و استعارات نوین آن یعنی مجموعا زبان شعری ، بدان آهنگ معنوی می بخشد که در نثر دیده نمی شود، مانند اشعار احمدرضا احمدی.
بخش سوم : بیان تشبیه : آن است که چیزی را به چیزی یا کسی را به کسی دیگر به واسطه داشتن صفت یا صفاتی مانند کنند. مشبه : چیزی یا کسی است که قصد تشبیه کردن آنرا داریم. مشبه به : چیزی یا کسی است که مشبه ، به آن تشبیه می شود. ادات تشبیه : کلمه ایست که نشان دهنده پیوند شباهت است. این کلمه می تواند حرف ، فعل و ....... باشد. وجه شبه : ویژگی یا ویژگی های مشترک یک مشبه و مشبه به است. وجه شبه معمولاً در مشبه به ، بارزتر و مشخص تر باشد. مشبه و مشبه به را طرفین تشبیه می نامند و در تشبیه باید حضور داشته باشند و قابل حذف نیستند. اما ادات تشبیه را می توان حذف کرد. بلم آرام چون قویی سبکبار به نرمی بر سر کارون همی رفت انواع تشبیه : 1- مُرسَل : تشبهی که ادات در آن ذکر شود. چو نه ماه بگذشت بر دخت شاه یکی پورش آمد چو تابنده ماه 2- مؤکد : تشبیهی که ادات در آن ذکر نشود. حکمت اندام عالم است و دوام شعر در وی تناسب اندام 3- مفصل : تشبهی که وجه شبه در آن ذکر شود. چو پشت آینه پیش تو حلقه در گوشم ز من چو آینه ی زنگ خورده روی متاب 4- مجمل : وجه شبه در این نوع تشبیه ذکر نمی شود. روی چو صبحش مرا از الم دل رهاند عیسی و آنگه الم جنت و آنگه عذاب 5- بلیغ : ادات و وجه شبه هر دو حذف می شوند. بلیغ اضافی (اضافه تشبیهی) : بین مشبه و مشبه به رابطه مضاف و مضاف الیه وجود دارد. مانند: درخت دوستی – مس وجود – قد سرو دوستی مـانـنـد درخت سودمند است. استعاره: در اصل به معنی عاریت خواستن و عاریت گرفتن است. اقسام استعاره : 1. مُصرّحه ( آشکار) 2. مکنیه (بالکنایه) استعاره مصرحه: مشبه به در لفظ آمده ولی منظور گوینده مشبه است. بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد بت : استعاره از یار و معشوق : معشوق من مانند بت زیبا و قابل پرستش است. گل : استعاره از چهره و صورت : صورت و چهره ی معشوق مانند گل زیباست. سنبل : استعاره از زلف : زلف معشوق مانند سنبل زیباست. استعاره مکنیه : خود دو نوع است : 1. غیر تشخیص 2. تشخیص تعریف : مشبهی است که به همراه یکی از اجزا یا ویژگی های مشبه به می آید. این ویژگی وجه شبه یا یکی از وجه شبه های بین مشبه و مشبه به است. این جز یا ویژگی می تواند به مشبه اضافه گردد یا به آن اسناد داده شود. استعاره مکنیه ای که از اضافه شدن چیزی به مشبه ، به دست آید همان است که اضافه ی استعاره ای خوانده اند. عشق مانند باران باریده بود. قضا چون ز گردون فرو هشت پر همه زیرکان کور گردند و کر قضا مانند پرنده ای پر فرو هشت 2- تشخیص : استعاره مکنیه ای که مشبه به آن انسان باشد تشخیص یا انسان انگاری نام دراد: دیده ی عقل مست تو ، چرخه ی چرخ پست تو گوش طرب به دست تو ، بی تو به سر نمی شود عقل مانند انسانی است که دیده دارد. اضافه ی استعاری از نوع تشخیص است. حقیقت و مَجاز : حقیقت: اولین و رایج ترین معنایی است که از یک واژه به ذهن می رسد: مجاز : به کار بردن واژه ای است در غیر معنی اصلی و حقیقی خود به شرط وجود علاقه و قرینه. قرینه: نشانه ایست که ذهن را از معنی حقیقی باز می دارد و به معنای غیر حقیقی راهنمایی می کندو بر دو نوع است : 1- لفظی 2- معنوی در مسابقات کشتی ایران به مقام اول رسید. ایران : مجازاً تیمی که از کشور ایران در این مسابقات شرکت کرده بود. علاقه محلیه زیرا ایران محل زندگی تیم ایران و قرینه به مقام اول رسیدن لفظی است. مهمترین علاقه ها : 1- محلیه 2- جزئیه 3- کلیه 4- مشابهت 5- لازمیه که از بین آنها علاوه بر محلیه که توضیح داده شد جزئیه و کلیه را نیز مثال می زنیم و توضیح می دهیم: الف) ذکر کل و اراده ی جزء : سرم درد می کند = مراد جزیی از سر است. ب)ذکر جزء و اراده ی کل : به سوره ی فاتحه الحمد گویند= که الحمد جزیی از آن است. مثال برای قرینه ی معنوی: به طور مثال برای دانش آموز سال سوم تجربی کلمه دکتر را به کار ببریم. علاقه ی لازمیه : راه می بینم در ظلمت ، من پراز فانوسم ( یعنی من پر از نور و رشنی هستم) علاقه ی مشابهت : به این نوع مجاز استعاره می گویند. کنایه : پوشیده سخن گفتن درباره ی امری. در اصطلاح عبارت است از بیان لفظ و اراده ی معنی غیر حقیقی آن ، آن گونه که بتوان معنی حقیقی آن را نیز اراده کرد. تفاوت مجاز و کنایه : در مجاز نمی توان معنی حقیقی را اراده کرد ولی در کنایه اراده ی معنی حقیقی امکان دارد. مرد باید که در کشاکش دهر سنگ زیرین ، آسیا باشد برای کسی که تحمل سختی ها و شداید را ندارد. دوست آن باشد که گیرد دست دوست در پریشان حال و درماندگی برای دوستی که هرگز از کسی دستگیری نمی کند. قیمت مقطوع است : کنایه از چانه نزدن و تخفیف نگرفتن ریش سفید بودن : کنایه از پیری و با تجربگی و ........
******************************* بخش چهارم : بدیع آرایه های لفظی – آرایه های معنوی آرایه های لفظی : در درجه ی اول مستقیما مربوط و متوجه به الفاظ می شودو اگر زیبایی بدیعی اثری هم در معانی بخشید به خاطر الفاظ است نه به استقلال ( شامل واج آرایی ، سجع ، موازنه ، ترصیع ، جناس ، اشتقاق ، تکرار و تصدیر) واج آرایی یا نغمه ی حروف : تکرار یک واج ( صامت یا مصوت ) است. در کلمه های یک مصراع یا بیت یا جمله به گونه ای که آفریننده ی موسیقی درونی باشد و بر تاثیر شعر بیفزاید باید توجه داشت که موسیقی برخاسته از واج آرایی صامت ها محسوستر است. مثال2 : خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز مثال 3 : شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی غنیمت است چنین شب که دوستان بینی مثال 4 : صدای سنگین سکوت در سر سرا پیچیده بود سجع: در لغت آواز کبوتر و فاخته است. در اصطلاح آهنگ پایانی جمله های نثر را گویند به عبارت دیگر سجع در نثر همان قافیه در شعر است. انواع سجع: 1. متوازی : دو کلمه در حرف آخر و وزن یکسان باشند. 2. متوازن: دوکلمه فقط در وزن مشترک باشند و حرف آخر آنها متفاوت باشد. 3. مُطرَّف: دو کلمه در حرف آخر مشترک ولی در وزن متفاوت نکته: سجع همواره در پایان جمله های نثر می آید نه وسط و اول جمله، اگر سجع ها در یک جمله در کنار هم به کار روند «تضمین المزدوج» خواهد بود. مثال: به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش که این سخن از هاتفم به گوش آمد سجع در شعر: سجع بیشتر در نثر به کار می رود اما گاه شاعران برای افزایش موسیقی درونی شعر یک مصراع را به دو بخش تقسیم می کنند و در پایان هر بخش سجع می آورند که امروزه این عمل را در شعر « قافیه ی میانی یا درونی» می گویند که رایج ترین نوع سجع در شعر است. موازنه: تقابل سجع های متوازن در دو یا چند جمله است که به هماهنگی آنها می انجامد. مثال2: گر عزم جفا داری ، سر در رهت اندازم ترصیع : موازنه ای که همه ی سجع های آن متوازی باشد ترصیع نام دارد. مثال2: دانه باشی مرغکانت برچنند جناس: یکسانی و همسانی دو یا چند واژه است در واج های سازنده با اختلاف در معنی . دو کلمه ی هم جنس ، گاه جز معنی هیچ گونه تفاوتی با هم ندارند و گاه علاوه بر معنی در یک مصوت یا صامت با هم متفاوتند . جناس در شعر و نثر به کار می رود. انواع جناس : 1. جناس تام 2. جناس ناقص 1. جناس تام : دو کلمه در تلفظ و نوشتار یکسان ولی در معنی متفاوتند. 2. جناس ناقص : خود انواعی دارد. 1. جناس ناقص حرکتی : دو کلمه ی جناس فقط در مصوت کوتاه 2. جناس ناقص افزایشی : مثال 2: موج ها خوابیده اند آرام و رام طبل طوفان از نوا افتاده است ب: افزایش یک حرف در وسط مثال 1: جان بی جمال جانان میل جهان ندارد هرکس که این ندارد حقا که آن ندارد مثال2: سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند همدم گُل نمی شود یاد سَمن نمی کند ج: افزایش یک حرف در آخر مثال1: اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار طالع بی شفقت بین که در این کار چه کرد مثال2: ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا 3. جناس ناقص اختلافی : الف: اختلاف در حرف اول مثال 1 : ساقی به نور باده برافروز جام ما مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما مثال 2: شرف مرد به جود است و کرامت به سجود هر که این هردو ندارد عدمش به ز وجود ب: اختلاف در حرف وسط مثال1 : باغبان همچو نسیمم ز در خویش مران کاب گلزار تو از اشک چو گلنار من است مثال2 : سوزد مرا سازد مرا در آتش اندازد مرا وز من رها سازد مرا بیگانه از خویشم کند ج: اختلاف در حرف آخر مثال1 : سررشته ی جان به جام بگذار کاین رشته از او نظام دارد مثال2 : ساقی به نور باده برافروز جام ما مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما اشتقاق: هم ریشه بودن دو یا چند واژه را اشتقاق می گویند. مثال2: گل خندان که نخندد چه کند؟ علم از مشک نبندد چه کند؟ تکرار: اگر یک واژه دو یا چند بار به یک معنا در شعر تکرار شود آنرا آرایه ی تکرار می گویند. مثال2: هم نظری هم خبری هم قمران را قمری هم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکری تصدیر: اگر نخستین کلمه ی بیت در پایان بیت تکرار شود آرایه ی تصدیر خواهد بود. مثال2: گل آن جهانی است نگنجد در این جهان در عالم خیال چه گنجد خیال گل آرایه های معنوی: مستقیما مربوط به معنی است و اگر بهره ای از زیبایی ادبی نصیب الفاظ شود تابع معانی است. این آرایه ها شامل مراعات نظیر ، تضاد تلمیح ، تضمین ، تناقض ، حس آمیزی ، ایهام ، ایهام تناسب ، لف و نشر ، اغراق ، حسن تعلیل ، استخدام ، اسلوب معادله ، تمثیل و تنسیق الصفات. مراعات نظیر: تلمیح: اشاره است به تاریخ ، اسطوره ، قرآن یا حدیث. ارزش تلمیح به میزان تداعی آن بستگی دارد. تلمیحات گاه مراعات نظیر نیز هستند. لازمه ی بهره مندی از تلمیح آگاهی از دانسته ای است که شاعر یا نویسنده بدان اشاره می کند. جهت اطلاعات بیشتر در زمینه ی تلمیحات زبان فارسی می توانید به کتاب فرهنگ اشارات و تلمیحات اثر دکتر محمدجعفر یاحقی مراجعه کنید. تضمین : آوردن آیه ، حدیث ، مصراع یا بیتی از شاعر دیگر را در اثنای کلام تضمین می گویند. تضاد: آوردن دو کلمه با معنی متضاد در سخن را تضاد ( طباق، مطابقه) گویند. پارادوکس ، متناقض نما یا تناقض: جمع کردن دو ضد با هم به گونه ای که از نظر منطقی جمع آنها غیر ممکن باشد. حس آمیزی: در آمیختن دو یا چند حس را حس آمیزی می گویند که از عوامل موسقی معنوی شعر است. مثال1: از این شعر تر شیرین ز شاهنشه عجب دارم که سر تا پای حافظ را چرا در زر نمی گیرد مثال2: خداوند لباس هراس و گرسنگی را به آنها چشانید. مثال 3: با من بیا به خیابان / تا بشنوی بوی زمستانی که در باغ رخنه کرده. ایهام: در لغت به معنی به گمان افکندن است. در ایهام یک کلمه دو معنی دارد. یک معنی نزدیک به ذهن و دیگری دور از ذهن، گاه منظور شاعر معنی دور و گاه هر دومعنی است. مثال1: چون کاینات جمله به بوی تو زنده اند ای آفتاب سایه ز ما بر مدار هم تفاوت کنایه و ایهام: در کنایه معنای دور یا پوشیده و پنهان عبارت مورد نظر است و کمتر معنای ظاهری منظور گوینده یا نویسنده می باشد اما در ایهام برداشت هر دو معنا دور و نزدیک بلا مانع است. به طوریکه شعری که در آن ایهام بکار رفته به دو شکل و معنای متفاوت می توان معنی کرد. ایهام تناسب: یک کلمه دو معنی دارد که یک معنی آن در سخن مورد نظر است و معنی دوم که در بیت ، مورد نظر شاعر نیست با کلمه یا کلمه های دیگر بیت مراعات نظیر یا تناسب دارد. مثال1: همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم مثال2: از اسب پیاده شو ، بر نطع زمین نه رخ زیر پی پیلش بین شهمات شده نعمان استخدام: آن است که کلمه ای دارای چند معنی باشد و آن را طوری در نظم و نثر بیاورند که با یک جمله معنی و با جمله ی دیگر معنی دیگر بدهد و تناسب ایجاد کند. ثال2: شنیدم که جشنی ملوکانه ساخت چو چنگ اندر آن بزم خلقی نواخت لف و نشر: لف در لغت به معنی پیچیدن و تا کردن است، نشر در لغت به معنی گستردن و باز کردن است. در اصطلاح آوردن دو یا چند کلمه در بخشی از کلام که توضیح آنها دربخش دیگر آمده است. رابطه ی لف و نشر می تواند مفعول و فعل ، فاعل و فعل ،مشبه و مشبه به ، اسم و متمم ، اسم و صفت و .... باشد. لف و نشر بر دو نوع است: 1. مرتب 2. مشوش یا نا مرتب مثال برای لف و نشر مشوش یا نامرتب: اغراق ،مبالغه ، غلو: اغراق و مبالغه آن است که در صفت کردن و ستایش یا نکوهش کسی یا چیزی افراط و زیاده روی کند ، چنان که از حد عادت و معمول بگذرد و برای شنونده شگفت انگیز باشد. مثال : گر برگ گل سرخ کنی پیرهنش را از نازکی آزار رساند بدنش را غلو : هرگاه اغراق و مبالغه را به درجه ای رسانده باشند که در عقل و عادت ممکن و باور کردنی نباشد آنرا غلو می گویند. مثال: ز سم ستوران در آن پهن دشت زمین شش شد و آسمان گشت هشت حسن تعلیل: حسن به معنی خوبی و زیبایی است و تعلیل به معنی بهانه دلیل و علت آوردن است. آوردن علتی ادبی و شاعرانه است و ادعایی برای امری ، این علت سازی مبتنی بر تشبیه است و هنر آن زیبا یا زشت نمودن چیزی است با ایکه حسن تعلیل واقعی ، علمی و عقلی نیست مخاطب آنرا از علت اصلی دل پذیر تر می داند. مثال1: تویی بهانه ی آن ابر ها که می گریند بیا که صاف شود این هوای بارانی مثال2: زردی برگ درختان به هنگام پاییز اسلوب معادله : آرایه ایست که در آن در ظاهر هیچگونه ارتباطی بین دو مصراع یک بیت از نظر معنی وجود ندارد ولی با اندکی تأمل و دقت در میابیم که مصراع دوم در حکم مصداقی برای مصراع اول است و می توان جای دو مصراع را عوض کرد یا میان آن دو علامت مساوی گذاشت. این ارتباط معنایی بر پایه ی تشبیه استوار است. مثال1: بی کمالی های انسان از سخن پیدا شود پسته ی بی مغز چون لب وا کند رسوا شود مثال2: ناکسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست روی دریا خس نشیند قعر دریا گوهر است مثال3: آدمی پیر چو شد حرص جوان می گردد خواب در وقت سحرگاه گران می گردد تمثیل: هرگاه گفتار به دو بخش مشبه و مشبه به تقسیم شود و ضرب المثلی به عنوان مشبه به آورده شود آن را ارسال المثل یا تمثیل می گویند. مثال :مستمع صاحب سخن را بر سر کار آورد غنچه ی نشکفته بلبل را به گفتار آورد تنسیق الصفات: آرایه ای است که به یک امر ، صفت های گوناگون نسبت دهند. مثال2: خروشان ، ژرف ، بی پهنا ، کف آلود دل شب می درید و پیش می رفت مهدی حمیدی آوردن صفات خروشان ، ژرف ، بی پهنا و کف آلود برای رودخانه ی سند. نماد: هر گاه کلمه ای جز معنی اصلی نشانه و مظهر معانی دیگری قرار گیرد به آن نماد گفته می شود، مثلا طلوع و غروب خورشید در فرهنگ بسیاری از ملت ها نماد تولد و مرگ است. نماد دارای وسعت معنایی است و برای آن می توان معانی متعدد و گوناگونی را در نظر گرفت. مثلا گل سرخ علاوه بر مفهوم زیبایی مفاهیم بسیاری مانند عشق ، طراوت ، جوانی ، عمر کوتاه و .... را می رساند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 21:51 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1388 شهریور 1388 |
|
RSS
|